باران نفس مامان و باباشباران نفس مامان و باباش، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 23 روز سن داره

نخودی من و باباش

هفته نگار شهریور 4

1392/7/1 14:21
نویسنده : مریم و حمید
220 بازدید
اشتراک گذاری

سلام زندگی مامان

سلام عشق من

قربون قدو بالات جیگر گوشه مامانی عاشقتم به خدا

عزیزم این هفته یه مهمان عزیز داشتیم که ما رو از تنهایی در آورد و شما هم از سرو کولش بالا می رفتی

این روزا کلی صداهای عجیب و غریب از خودت در میاری که شبیه جیغه ولی با آهنگ و خودت ذوق می کنی

از روزی که 3 ماهت تمام شد بعضی عادتات هم تغییر کرده

قبلا میزاشتیم رو پاهامون و تاب میدادیم و آهنگ میزاشتیم ولی الان تا میزارم رو پام جیغ میزنی و می خوای پاشی

باید راه بریم تا بخوابی ولی کم کم بهتر شدی مامام می خوابه کنارت و آروم دست و کمرت رو ماساژ میدم و می خوابی

تو روز خدا رو شکر خوابت خوبه از شب که می خواب تا ساعت 10 خواب خواب هستی فقط 2ساعت به 2 ساعت تو خواب تکون تکون میخوری بعد هم دستت رو مک میزنی  و به مامان میگی که گشنه هستی بعد هم که شیر خوردی آروم مثل فرشته ها می خوابی

یه ذره شیر خوردنت بد شده روزا با فاصله طولانی شیر میخوری و مامان همش نگرانه

کلی غصه خوردم تو این هفته که چرا تپل و مپل نمیشی تا اینکه بردمت دکتر که گفت دخملی مشکلی نداره و سالم سالمه وزنت 5880 و قدت64 بود ماشالا و گفت آخر 5 ماهگی باید دو برابر وزن تولدت یعنی 7کیلو بشی

دخترم همش دوس داری از خونه بری بیرون ، وقتی بی تابی میکنی بابایی یا دایی  محمد میبرنت پایین تو کوچه شما آروم وبی صدا همهجا رو وارسی میکن  بعد هم میای بالا می خوابی

سلام زندگی مامان

سلام عشق من

قربون قدو بالات جیگر گوشه مامانی عاشقتم به خدا

عزیزم این هفته یه مهمان عزیز داشتیم که ما رو از تنهایی در آورد و شما هم از سرو کولش بالا می رفتی

این روزا کلی صداهای عجیب و غریب از خودت در میاری که شبیه جیغه ولی با آهنگ و خودت ذوق می کنی

از روزی که 3 ماهت تمام شد بعضی عادتات هم تغییر کرده

قبلا میزاشتیم رو پاهامون و تاب میدادیم و آهنگ میزاشتیم ولی الان تا میزارم رو پام جیغ میزنی و می خوای پاشی

باید راه بریم تا بخوابی ولی کم کم بهتر شدی مامام می خوابه کنارت و آروم دست و کمرت رو ماساژ میدم و می خوابی

تو روز خدا رو شکر خوابت خوبه از شب که می خواب تا ساعت 10 خواب خواب هستی فقط 2ساعت به 2 ساعت تو خواب تکون تکون میخوری بعد هم دستت رو مک میزنی  و به مامان میگی که گشنه هستی بعد هم که شیر خوردی آروم مثل فرشته ها می خوابی

یه ذره شیر خوردنت بد شده روزا با فاصله طولانی شیر میخوری و مامان همش نگرانه

کلی غصه خوردم تو این هفته که چرا تپل و مپل نمیشی تا اینکه بردمت دکتر که گفت دخملی مشکلی نداره و سالم سالمه وزنت 5880 و قدت64 بود ماشالا و گفت آخر 5 ماهگی باید دو برابر وزن تولدت یعنی 7کیلو بشی

دخترم همش دوس داری از خونه بری بیرون ، وقتی بی تابی میکنی بابایی یا دایی  محمد میبرنت پایین تو کوچه شما آروم وبی صدا همهجا رو وارسی میکن  بعد هم میای بالا می خوابی

یه روز هم با دایی محمد رفتیم کالسکه سواری وشما حسابی کیف کردی و ذوق میزدی بعد هم تو راه خونه خوابیدی

ای هفته 4تایی رفتیم هایپر و خرید کردیم ، پارک رفتیم ، شام رفتیم بیرون و مهم تر از همه عکسا آتلیه ات حاضر شد وای که واقعا خوردنی و خواستنی شدی

اگه بدونی عمه فائزه و حوریه جون چقد قربون صدقه تون رفتن

مامان الان دیگه کاملا سر جات می چرخی فدات بشم

راستی عروسکایی که برای کادوی سه ماهگیت سفارش داده بودیم حاضر شد و با بابایی رفتیم گرفتیم

جمعه هم با بابا و دایی محمد رفتیم دانشگاه دایی محمد کا پاکدشت بود و وسایل دایی رو بردیم این طولانی تریم مسیری بود که شما رو بردیم تو مسیر هم یا خواب بودی یا شیر میخوردی ولی به محض اینک رسیدیم تو دانشگاه شما حسابی پی پی کردی که همون جا عوضت کردیم و کلی خندیدیم

 

مامان خیلی زرنگ بود تو این هفته چون برای اولین بار تنهایی شما رو بردم حمام و 2تایی کلی کیف کردیم

 

باران در چرخ خرید هایپر

 

 

دست خوردن باران

باران در حال ماساژ

 

باران در هوا

خواب 1 فرشته

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)